سيد على اكبر برقعى قمى
356
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )
رأيت فى النوم ابى ادما * صلى عليه اللّه ذو الفضل فقال ابلغ ولدى كلّهم * من كان فى حزن و لا سهل بان حوا مهمّ طالق * إن كان نفطويه من نسلى بايد دانست كه هجو بد است از هركس و نسبت به هركس باشد و گفتن واقعيّات هجو نيست مثل اينكه بگويد فلان ، گندمگون و يا سياهچرده و يا لوچ و يا شل و يا خميده پشت است و نظائر اينها . آرى اگر گفتن همان واقعيّات به قصد اهانت طرف باشد مذموم است . بازهم نه گفتن واقعيّات بد باشد بلكه اهانت كردن به اشخاص بد است و گندمگون و نيز كريه بودن رخسار نفطويه تنها دليل آن هجوها نيست بلكه آن كار سرّى دارد كه به اختصار مىگويم : سرّش اين است كه نفطويه چنين اظهار عقيده كرد كه بيشتر احاديثى كه در فضائل صحابه به ما رسيده است از مجعولات عصر اموى است و محدّثان شكمخواره آنها را ساخته و به پيغمبر نسبت دادهاند و اين سخن بسيار صحيحى است و اعتقاد من اين است كه دين پيغمبر زيروروشدهء احاديث مجعول است و دهدستگىهاى پيروان اسلام ريشهاى جز احاديث مجعول ندارد و به نظر من بايد احاديث را بر قرآن عرضه كرد و هركدام كه با اساس متين قرآن موافق نيست آن را ساختگى دانست و اين بحث احتياج به توضيح بيشتر دارد كه جاى آوردن آن اينجا نيست . بارى همان اظهارنظر نفطويه بود كه متعصّبان را بر سر خشم آورد و او را به باد هجا گرفتند و گرنه ارباب تراجم و طبقات او را به پاكى سرشت و نيكخويى و مروّت و طهارت اخلاق و حسن مجالست و معاشرت و راستگويى ستودهاند و در مدّت پنجاهسالگى كه در جامع شهر درس داد ابتدا آياتى از قرآن مجيد خواند و آنگاه به دادن درس شروع كرد » . نفطى : منسوب است به نفطه بر وزن عرضه از شهرهاى آفريقا از اعمال زاب كبير و از آن شهر است ابو القاسم عبد الرحمن بن محمّد بن احمد نفطى معروف به ابن ابى صائغ در شمار محدّثان و متوفّاى 518 . و ابو عبد اللّه محمّد بن علىّ بن محمّد نفطى مالكى از علماى عربيّت است كه چندى در مصر تدريس كرد و در سال 608 درگذشت . نفيس : بر وزن خسيس نام نياى علاء الدّين علىّ بن ابى الحزم قرشى مصرى است معروف به ابن نفيس از اعلام طبيبان و صاحب كتاب الموجز و اين كتاب فشردهء قانون ابن سيناست و كتاب الشامل ( ناتمام ) و در صورتى كه آن را به پايان مىرسانيد سيصد مجلّد مىشد و شرح كلّيّات و غير اينها . ابن نفيس را ابن سيناى دوّم دانند و بعضى برآنند كه در معالجه بر ابن سينا مقدّم بود و در سال 687 و يا 689 درگذشت و كتابخانه و تمام دارائىاش را بر بيمارستان منصورى وقف نمود . « 1 »
--> ( 1 ) - و نيز نفيس بن عوض كرمانى ملقّب به حكيم برهان الدّين در شمار طبيبان و دانشمندان قرن نهم است . وى به دعوت الغ بيگ گوركانى به سمرقند رفت و تا پايان عمر الغ بيگ در دربار او به عزّت زيست و به اشارت او شرحى بر كتاب الاسباب و العلامات محمّد ابن علىّ سمرقندى نوشت و در سال 853 به زادگاه خود بازگشت . از تصانيف ديگر اوست : شرحى بر كتاب موجز القانون ابو الحزم علاء الدّين قرشى معروف به ابن نفيس كه به شرح نفيسى مشهور است و نيز كلّيّات شرح -